تبلیغات
دفتر پیشخوان خدمات دولت و بخش عمومی و غیر دولتی فرهنگ (جعفری) - فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان جهان
تاریخ : شنبه 20 آذر 1389 | 08:25 ق.ظ | نویسنده : مجتبی جعفری

 

فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان جهان

نام كتاب: فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان جهان اسلام

(كتاب برگزیده جشنواره معلمان مؤلف در سال 81)

نویسنده: بخشعلی قنبری

كتاب فلسفه عاشورا از دیدگاه اندیشمندان جهان اسلام از آن جهت شایان توجه است كه حاوی نظرات مختلف و رویكردهای متعدد اندیشمندان در مورد قیام عاشورا می‌باشد. نویسنده این كتاب به این باور رسیده است كه برای جوابگویی به نیازهای علمی، معنوی و روحی همه اقشار جامعه و ارائه نگرشی همه‌جانبه از حادثه عاشورا باید رویكردهای مختلف را در یكجا بررسی و ارزیابی كرد. البته ذكر این نكته ضروری است كه مولف در بعضی موارد به دلیل وجود تناقض پنهانی نظریات و برای جلوگیری از استفاده‌های نادرست، ناچار به نقد آنها نیز پرداخته است. معیار این كتاب در انجام این نقد و بررسی‌ها سه چیز بوده است:

1- عقل و منطق 2- توجه به كاربرد دنیوی دین 3- توجه به كلیت دین

فصل اول: كلیات

فصل اول كتاب با طرح این مسأله آغاز می‌شود كه انگیزه اصلی و اصیل از اقدام به این قیام بی‌بدیل چه بوده است؟ برای جواب به این سوال نگارنده نظریه‌ای مطرح نكرده است بلكه درصدد برآمده است با طرح مسأله به جستجوی پاسخ‌ها و راه‌حل‌های اندیشمندان مسلمان بپردازد و با تبیین نظریات ایشان، گامی در جهت شناساندن قیام عاشورا و تنویر اذهان در تحلیل درست و همه‌جانبه از آن بردارد. كتاب برای انجام این كار رهیافت‌های مختلف علما را مورد بررسی قرار داده و محتاطانه رهیافت‌های ارجح را مطرح می‌كند ولی با این حال قضاوت‌های نهایی را برعهده خوانندگان می‌گذارد.

پس از طرح مسئله، پیشینه تحقیق مطرح می‌شود. همانطور كه قبلاً نیز اشاره شد تاكنون كتابی منتشر نشده است كه حاوی نظریات مختلف گروه اندیشمندان درباره قیام عاشورا باشد البته در مورد عاشورا كتب فراوانی نگاشته شده است و در تعدادی از آنها علاوه بر رهیافت‌ نویسنده، به برخی از رهیافت‌های دیگر نیز اشاره شده است؛ از جمله این آثار كتاب «حسین ‌بن علی علیه‌السلام را بهتر بشناسیم» نوشته آیت‌الله یزدی است كه در بخشی از آن به برخی نظریات دیگر بویژه نظریات منفی مستشرقان اشاره شده است. مقاله صالحی نجف‌آبادی در كنگره امام خمینی(ره)، تحت عنوان تطبیق قیام امام حسین علیه‌السلام با موازین فقهی حاوی نظریات مطروحه در این باب و تطبیق این نظریات می‌باشد. اما فقط دو نگرش كلی، «قیام برای حكومت» و «قیام برای تعبد و رسیدن به شهادت» در آن مورد بحث واقع شده است همچنین در كتاب «بررسی و تحقیق پیرامون نهضت حسینی» نوشته سیدعلی فرخی اشاراتی به برخی رویكردهای مختلف درباره عاشورا شده است ولی هیچكدام از موارد فوق به صورت مبسوط و تفصیلی و بوسیله روش‌های علمی تدوین نشده‌اند و در بر دارنده هدف مولف این كتاب نیستند.

در پایان این فصل مولف نظر خود را در این باب چنین بیان می‌كند كه هدف امام علیه‌السلام در قیام خونینش همانا اصلاح دین، احیای آن و بازگرداندن جامعه به اصول اولیه اسلام است.

فصل دوم: نظریات سیاسی و حكومتی

در این فصل نظریات كسانی كه به عاشورا از منظر جامعه‌شناسی نظر كرده‌اند و هدف اصلی قیام را حكومت‌خواهی برای انجام اصلاحات در دین و امور جامعه دانسته‌اند بررسی شده است. نویسنده توضیح دو نكته مهم را برای درك بیشتر نظریات گروه فوق‌الذكر ضروری دیده است:

1- ضرورت حفظ تعادل جوانب گوناگون دین از طریق حفظ نظم سیاسی جامعه
2- شكل‌گیری همه جوانب اجتماعی از قبیل فرهنگ، اقتصاد و... با توجه به قدرت سیاسی

مؤلف نظریات حكومتی در مورد عاشورا را بر دو دسته تقسیم كرده‌ است:

1- دیدگاهی كه در آن اعتقاد به براندازی اصل حكومت و جایگزین كردن حكومتی مبتنی بر عدل و داد است. از این گروه می‌توان به سیدمرتضی، شیخ مفید و امام خمینی(ره) اشاره كرد.
2- دیدگاهی كه اصل حكومت را قابل دفاع می داند و هدف امام را ایجاد اصلاحات در حكومت می‌داند. ابوالاعلی مودودی (سنی‌مذهب) چنین نظری دارد.

اولین اندیشمندی كه مولف نظریه او را بررسی می‌كند سید مرتضی علم‌الهدی است. از دیدگاه وی چون شرایط پیروزی برای امام مهیا می‌شود اقدام به قیام می‌كند تا از طریق دستیابی به حكومت و اجرای صحیح احكام اسلامی هم به بشریت خدمت كند و هم دین جدش را اصلاح نماید.

نظریه ابن‌خلدون مبتنی بر نظریه عصبیت وی می‌باشد. وی با آنك تمام شرایط رهبری را در امام حسین علیه‌السلام می‌بیند ولی علت ناكامی قیام وی را بی‌اعتنایی به عصبیت قومی و عدم برخورداری از شوكت و نفوذ اجتماعی می‌داند. هبه‌الدین شهرستانی، طه حسین، شیخ علایلی، امام خمینی(ره)، سیدهادی مدرسی، علامه عسكری و صالحی نجف‌آبادی اندیشمندان دیگری هستند كه نظریات سیاسی- حكومتی آنها در این فصل مورد بررسی قرار گرفته است. با اشاره كوتاهی به نظریه امام خمینی(ره) این فصل را پشت سر می‌گذاریم. امام(ره) معتقدند كه امام حسین علیه‌السلام اساساً‌ برای این قیام كردند كه حكومت را بدست آوردند و با استفاده از آن اصلاحات بنیادی را پی‌ریزی كنند و به اهمیت عدالت و نقش آن در تشكیل حكومت اسلامی از سوی امام حسین علیه‌السلام تاكید فراوان دارند.

فصل سوم: نظریات اجتماعی

كسانی كه تحلیل جامعه‌شناختی از این قیام دارند بدنبال دستیابی به مواردی هستند كه بتوانند از قضیه عاشورا استفاده كاربردی برده و آن را راهنما و راهگشای زندگی مسلمانان قرار دهند. در متون جامعه‌شناسی، دین یك نهاد اجتماعی محسوب می‌شود كه یكی از كاركردهای اساسی آن دادن معنایی از اجتماع به جامعه و تحكیم روابط اجتماعی است. با عنایت به این رهیافت است كه عاشورا در تحول بخشیدن به حركت‌ها و انسجام دادن به جوامع كارگشا می‌شود (همچون تاثیر آن بر جوامع شیعی در طول تاریخ)

در این فصل نگارنده نظریات ابوعلم، جلال الدین همایی، خالد مجد خالد، سید محسن امین، سید حسین محمد جعفری هندی، دكتر شریعتی، شهید مطهری و شیخ محمد شمس‌الدین را مورد بررسی قرار می‌دهد كه ما به خلاصه‌ای از نظریات دكتر شریعتی بسنده می‌كنیم. نظریه وی را در حوزه جامعه‌شناختی می‌توان ابزاری و ایدئولوژیكی دانست چه او بدان قصد به عاشورا پرداخته است كه آن را وسیله دمیدن روح انقلاب در كالبد مردم ایران و حتی جهان اسلام قرار دهد تا از آن طریق به دین رنگ اجتماعی بزند، آن را پویا سازد و مردم را بدان وسیله به پویایی و تحرك وادارد. دكتر شریعتی دو اصل را ارائه می‌دهد كه مدعی است بدون توجه به آنها نمی‌توان درك درستی از عاشورا بدست آورد: 1- اصل وراثت، وی حسین علیه‌السلام را وارث رسالتی می‌داند كه خداوند برای بندگان صالح خود از آدم علیه‌السلام تا خودش در نظر گرفته است. 2- درك مفهوم شهادت. شریعتی شهادت را آمیزه‌ای از یك عشق گذرا و یك حكمت عمیق و پیچیده می‌داند و وسیله‌ای كه اگر در اختیار كسی قرار گیرد و شرایط مناسب فراهم گردد می‌تواند بهره‌های زیادی از آن ببرد.

فصل چهارم: نظریات تاریخی- قومی

در این فصل نظریات اندیشمندانی مورد بررسی قرار می‌گیرد كه در تحلیل عاشورا به بررسی ریشه‌های اصلی اختلاف خاندان بنی‌هاشم و بنی‌امیه پرداختند. از این دیدگاه فرزند بنی‌امیه و هاشم به هیچ‌وجه با هم صلح نكردند و فقط مدت كوتاهی با ظهور پیامبر صلی‌الله‌ علیه ‌و آله این اختلاف به ظاهر فروكش كرد. در این نگرش مدارك اصلی اسناد تاریخی هستند و به متون دینی پرداخته نمی‌شود. قضاوت اكثریت كسانی كه از این منظر به قیام عاشورا پرداخته‌اند این است كه اختلاف این دو در پیروی گروه اول از حق و حقانیت و حاكمیت دین و باطل دانستن دین از سوی گروه دیگر بوده است كه در آن صورت انگیزه و فلسفه قیام اباعبدالله در واقع احیای حق و امحای باطل محسوب می‌شود. از جمله كسانی كه از این منظر به حادثه كربلا نگریسته‌اند می‌توان به عباس محمود عقاد (استاد ادبیات عرب در مصر) و دكتر شهیدی اشاره كرد.

فصل پنجم: نظریات عرفانی

در این فصل دیدگاه عرفا در مورد واقعه عاشورا مورد برسی قرار می‌گیرد. غالباً عارفان از چشم خدا به دنیا می‌نگرند و از این جهت جز زیبایی در پدیده‌های عالم و جز امتحان الهی در وقایع مربوط به انسان‌ها چیزی احساس نمی‌كنند. عارف صحنه هستی را تجلی‌گاه ظهور الهی می‌داند و از وسیله‌ای استفاده می‌كند تا به تماشای حضور الهی بپردازد و فارغ از همه چیز در فكر و اندیشه وصال با حق تعالی است. او بهترین راه وصل و لقا را شهادت می‌داند چرا كه پسندیده جانان است. امام حسین علیه‌السلام نیز در موقعیتی قرار گرفتند كه بهترین نوع مرگ برایشان فراهم شد و همواره در طول حركت شكرگزار این نعمت الهی بودند. از جمله كسانی كه عاشورا را از منظر عرفانی مورد ارزیابی قرار داده و با این كار شاهدی چون عاشورا برای حقانیت طریقت خود ارائه كرده‌اند می‌توان به سنایی غزنوی، سیدبن‌طاوس، اقبال لاهوری و عمان سامانی اشاره كرد.

فصل ششم: نظریات اسطوره‌ای

برخی از كسانی كه تحقیقاتشان به نوعی با اسطوره مرتبط می‌باشد معتقدند كه اسطوره‌های ایرانی، فرهنگ تشیع را بستر مناسبی برای ادامه و استمرار حیات خود یافته‌اند. از منظر ایشان در ایران باستان و بین‌النهرین هم مفهوم «شهید» وجود داشته است. در بین‌النهرین قبل از حلول سال نو «رموزی» خدای شهید‌شونده به شهادت ‌می‌رسد و باعث قطع آب‌ها می‌شود و در چهره اجتماع عزاداری ده‌روزه را باعث می‌شود. یك نقطه‌اشتراك بین این دو ماجرا به چشم می‌خورد؛ اینكه وقتی خدایان به‌ناحق كشته می‌شوند بستر توجه به امور ماورایی فراهم می‌شود كه همین موضوع منجر به تقرب آنان به معبودهای خود می‌گردد. همچنین تاثیر فرهنگ مسیحی بر نظریات اسطوره‌ای كاملاً مشهود است. زیرا در مسیحیت نیز نگرش اسطوره‌ای به شهید (عیسی) حول محور نجات‌بخشی و رستگاری در آخرت دور می‌زند. از این دیدگاه امام حسین علیه‌السلام جای مسیح را در فرهنگ اسلامی پر می‌كند. مولف در تحلیل این نظریه چند نكته را متذكر می‌شود: یكی آنكه ماجرای عاشورا مستند به اسناد تاریخی است پس نمی‌توان در اصل آن خدشه وارد كرد. البته ممكن است شیعیان در برگزاری آیین‌های عاشورا از مراسم عزاداری بین‌النهرین تاثیر پذیرفته باشند. نكته دیگر این است كه رویكرد اسطوره‌ای به عاشورا مانع از الگوپذیری سیاسی، اجتماعی و دینی برای مردم است و موجب می‌شود كه از نگاه ماورایی به حادثه نگریسته شود، و این جریان، دین و عاشورا را از عرصه زندگی بشری دور می‌سازد.

به نظر می‌رسد نگارنده در رسیدن به هدف خود كه آشناسازی خوانندگان با نظریات مختلف اندیشمندان درباره عاشورا است موفق بوده است. وی با عنایت به آثار مختلفی كه در این زمینه نگاشته شده است و با روش تحلیلی استنباطی كه بكار برده است نظریات مختلف را مورد بررسی موشكافانه قرار داده و در موارد مورد نیاز به نقد نظریات اندیشمندان پرداخته است. كتاب مورد بحث از آن جهات كه حاوی رویكردهای متعدد در مورد حادثه عاشورا می‌باشد جوابگوی نیازهای علمی، معنوی و روحی همه اقشار جامعه می‌باشد.



  • خرید vpn